با یاد و تمنای یاری از پروردگار و تمام اهل درستی و نیکی و حق و عدالت با عقاید و آیین های گوناگون

دستبازیچگی و عادت به بازی با کلمات متکی بر تماثیل و مشابهات

کلام به زبان تمثیل و متشابهات ثمرات بسیاری دارد ، تکنیک بسیار مهمی به جهت بیان موضوعات گوناگون محسوب میگردد و اما اینکه به این شیوه از بیان عادت داشته و در مواردی نامناسب از این شیوه استفاده داشته باشیم ، توازن و تعادل ها از بین میرود . 

کتابی رو در نظر بگیریم که مقصود از نوشتنش گرایوندن به واسطه ی تعریف نسبت به مفاهیم و اهدافیه ، اگر این کتاب مملو از متشابهات باشه ، مثل دیوارهای کاهگلیه خونه ایه که تنها با کاه ساخته بشه ، بنابراین رُکن مستحکم و قابل اتکاء ندارد ! و درباره ی کتاب ها هم به همین شکله ، ممکنه کتابهای فراوانی باشند که هیچ مثال و تشابه و تمثیلی درونشون نباشه ، مثل مفاهیم در باب ریاضیات و پزشکی ولی کتابی که تنها از مشابهات مشحون باشه و مبنا و ارکانش مطلقاً متشابهات باشه و مفاهیمی با تعریفِ واحد نداشته باشه ، حداقل بنظر بنده ، موردی جدی و بسیار مفید بنظر نمیرسه و در خصوص بیان هم به همین شکله ، حتی اگر کلام ما مثلِ شعر مملو از ایهام و تماثیل باشه و یک جمله بتونه ذهنِ مخاطب رو به شکلی برانگیزه که به چندین منظورِ مختلف از پی خوندن همون جمله ی واحد گرایش پیدا کُنه ، نیازه تا در این میان مقصود و اهداف مهمی که قصد انتقالش رو داریم ، به شکلی واضح مطرح بشه . مثالِ دیگه در این باب مثالِ بادِ ، گاهی ما تنها با اتکاء بر متشابهات مطلق ، گرد باد می‌سازیم ، چونانکه وجودِ کلامی واضح موجب استحکامِ منظور و هدفمندیِ اون میشه بنابراین ابرهارو به جهتی که مقصودمونه هدایت میکنیم .