با یاد و تمنای یاری از پروردگار و تمام اهل درستی و نیکی و حق و عدالت با عقاید و آیین های گوناگون 

ادعای مشاهده ی انتهای جهان !!! 

افرادی ادعا داشتند که انتهای جهان رو دیدند و تونستن ازش تصویر برداری کنند !  

دو نکته مطرحه ؛ ابتدا اینکه آیا برای مشاهده ی یه تعداد جرم لازم نیست نور از اون اجرام به دیدگاه ما برسه ! اگر تصاویری که متکی بر ثبت اونها این ادعا انجام گرفته متعلق به میلیاردها سال پیشه ، پس در حقیقت ما انتهایی از جهانی متعلق به میلیاردها سال پیش رو دیدیم که اصلاً مشخص نیست در کثری از ثانیه اون قسمت از جهان چه میزان به جهت وسیعتر و یا فشرده شدن تغییر داشته ! 

اصلأ در نظر میگیریم که یه دوربین تصویربرداری اونجا هست که لحظه رو برای ما نمایش میده ! ولی اگر لایه ای فیزیکی اونجا باشه که نور ازش رد نشه ، بنابراین ما به هیچ وجه نمی‌تونیم پُشت اون لایه رو ببینم که چی وجود داره ! پس احتمالاً هرآنچه که نتونستیم ببینیم رو میگیم اونچه که وجود نداره ! 

یه نکته ی بسیار مهمه دیگه هم باقی میمونه ؛ گاهی ما بخاطر عدم درک معانی بنیادی واژگان و یا یکسان نبودنش در زبان های گوناگون به گمراهی دچار میشیم ! به عنوان مثال معنی زمین ، جهان ، دنیا و عالم بسیاری با هم متفاوتن ، شاید منظور از مشاهده ی انتهای عالم ، مشاهده ی انتهای جهانی بوده که برای ما قابل ثبت و ظبطه ! شاید منظور از انفجار بزرگ و بیگ بنگ لحظه ی ایجاد همه چیز نباشه و تنها لحظه ی ایجاد جهانی در میان جهان ها و عالم هایی باشه که تنها بخشی از عالم پهن آوره که غالباً افراد غیر متخصص بیشتر به صرف سرگرمی ذهنی به این مسائل فکر میکنند ولی برای افراد متخصص و حرفه ای « تعریف و درک یکایک این مفاهیم و واژگان بسیار مهم تلقی میشه ، چراکه میتونه مایه ی گمراهی و یا اختلالاتی بزرگ به جهت مکاشفه بشه » . بدیهیه که کلید رفع این مشکل تجمع متخصصین گوناگون تو زمینه های گوناگونه ! در نظر بگیریم ده دانشمندان تو حوزه های فیزیک ، ریاضی ، نجوم و شیمی یا ده فیلسوف و محقق تو زمینه هایی مرتبط با کتب خلقت و اصول آفرینش همکاری داشته باشند ! چرا اینچونین محافلی کمتر یافت میشه و اگر این شکاف و جدایی از بین بره چقدر به منظورِ ثمرات علمی تغییر ایجاد میشه ؟! قطعاً مقصود و منظور این نیست که چرا چنتا از اساتید و مجربین دانشگاه ها و مراجع گوناگون با هم همکاری ندارند ! مقصود اینه که اینچونین محافلی برای عموم ایجاد بشه ، تو هر شهر هزاران و حتی میلیون ها متخصصِ اهل علوم و دانش‌های گوناگون وجود داره ، این افراد هر کدوم تو یه زمینه ای صاحب دانایی هستند ، محصل و استاد ، برنا و کهن ، تفاوتی نداره ، موضوع اینه که اینها همه دور هم جمع و در گفتگو باشند ؛ فقط اونموقع ما میتونیم به نتایج اعجاز آوره حاصل شده پی ببریم ! قطعاً رسانه های ارتباطی به طریقه ی مذکور این امکان رو نه فقط تو محیط هایی کوچیک مثل شهر ها برای پرشمار چندین گروه ها با محدوده و سطوحی به منظورِ فعالیت که کوچک و مختصر نباشه به ارمغان میاره بلکه ارتباط بین گروه ها و جریانات با محیط های دورتر به راحتی مهیا میشه ! نمیتونم مگر اندکی از حدودِ اون میزان از ثمرات علمی که ثمر میاد رو تصور کنم ! فکر کنید الان یک شهر وجود داره که فقط یک مزرعه ی گندم و یک باغ میوه با دو سه مدل میوه وجود داشته باشه ، ایجاد این بستر مثل این میمونه که نه فقط صدها مزرعه بوجود بیاد بلکه محصول تنها به گندم و چنتا میوه محدود نباشه و پرشمار از انواع غلات و میوه های دیگه پرورش پیدا کُنه ! اگر علم برای بشر ارزشمندترین موارد محسوب میشه ، پس باید توجه داشته باشیم که ایجاد این بستر چقدر می‌تونه برای انسانها مهم تلقی بشه !