با یاد و تمنای یاری از پروردگار و تمام اهل درستی و نیکی و حق و عدالت با عقاید و آیین های گوناگون 

محدودیت شخص و مجموعه به مقوله ی اقتصاد در چرخه ی وسیعِ زیست ، پول چیه و چرا مهمه ؟ راه حل گره ی ذهن محدود به اقتصاد 

 

یه مواقعی هست که نه فقط به منظورِ موارد مرتبط به صنعت و تجارت به اقتصادِ مطلق محدود میشیم بلکه این تبدیل به حاکم و فرمانروایی میشه که تمامی مواردِ دیگه ی زندگیمون رو تحت تأثیر قرار میده . به بیانی عامیانه تر میتونم بگم اگر تعریفمون از اقتصاد این باشه که دو به علاوه ی دو برابر با چهار میشه و حساب حسابو کاکا برادر و هیچ شاخصِ دیگری غیر از پول رو به عنوان مواردی ارزشمند در نظر نگیریم و براش بهایی قائل نباشیم ، ارزش پولی و پول برامون تبدیل به حکمرانی الهی و رأسین میشه که تمام موارد دیگه در زندگی رو تحت تأثیر خودش قرار میده و اقتصاد میشه ارجحترین نکته که به جهت هر تصمیم گیری ، در ابتدا بهش توجه داریم . به فرض مثال اگر بخوام به شخصی که احتیاج به هر نوع کمکی داشته باشه ، یاری و مساعدتی داشته باشم ، اول می‌سنجم ببینم چقدر پول گیرم میاد ! این سنجیدن ، محاسبه و دودوتا چهارتا ، بنظرم همون اقتصاده که در تمامی موارد مرتبط به صنعت و تجارت تو زندگیمون مرتبطه ، از راه‌اندازی یک کارگاه گرفته تا اینکه با چه مجموعه ای ، با چه شرایطی و با چه دستمزدی همکاری کنیم ، چی بخریم ، چقدر بخریم ، چقدر پس‌انداز کنیم و در کل هر فعالیتی که تو زندگیمون به پول مرتبط میشه ، در حقیقت زیر مجموعه ی اقتصاد محسوب میشه . حالا یه گام فراتر بریم و نگاهی وسیعتر داشته باشیم ، گاهی پول مطرح نیست ، به فرض مثال زمانی که می‌خوایم به شخصی حرفه ای رو آموزش بدیم ، بازهم نگاه میکنیم که از این پی چی نصیب خودمون میشه ، اینجا هم با اینکه پول مطرح نیست ولی نگاهمون محاسبه ای و به اصلاح اقتصادیه . اینها همه بدیهیاتیه که لازمه بسیاری در زندگی انسان مورد رعایت باشه بنابراین نه تنها مخالفتی باهاش نیست بلکه به جهت موفقیت افراد و مجموعه ها بسیار مهم محسوب میشه . از نظر اقتصاد دانان و حتی از سوی ادیان الهی به لزوم و صحت این موضوع ها بسیار توصیه و سفارش شده ولی چرا اگر محدود به اقتصاد و از تعادل خارج بشیم سرانجام با مشکل های بسیاری مواجه میشیم و اصلاً چرا اینطوری میشه ؟! 

اجازه بدید در ابتدا یه تعریفی از پول داشته باشیم ؛ در حقیقت پول و میزان دارایی مالیِ شخص ، نشونه ی دانایی و تلاش فرد تلقی میشه و زمانی که بتونیم با استفاده از دانش و تلاشمون ، ثمره ای رو خلق کنیم ، صاحب اموالی میشیم که به واسطه ی پول اندازه گیری میشه .

بازگردیم به پرسشمون که چرا شرایطی مطلقاً اقتصادی ایجاد میشه ؛ چه برای فرد و چه برای مجموعه گاهی اوضاعی حاکمه که همه چیز مهیاست و لازم نیست تلاشی آنچنان که بایدو شاید برای بدست آوردن خواست‌ها انجام بشه ، گاهی بالعکس ، انقدر اوضاع سخت میشه که از هر سوی افراد و مجموعه ها با فشار های گوناگون مواجه میشن . تو وضع اول انقدر همه چیز فراهم بوده به مهیا بودن خواستها عادت شده بنابراین « اگر سرانجام این اوضاع تغییر کنه و به اتمام برسه » و یا « برای اشخاصی از اعضاء مجموعه این شرایط مهیا باشه و برای دیگران شرایطی بسیار سخت باشه » و « یا کلیت مجموعه یا شرایط سخت مواجه باشه » ، افراد در مواجه با سختی ، به ذهنی محدود به اقتصاد گرایونده میشن ، هرچی این مواجه ها ( مواجهات ) با سختی بین اعضاء بیشتر باشه و افراد بیشتری درگیر این مسئله باشند ، مجموعه بیشتر به اقتصاد محدود و معطوف میشه . در خطاب به فرد هم همینطوره که هرچی محیط پیرامون شخصی اینطور باشه ، اون فرد در مواجه با سختی بیشتر احساس می‌کنه که باید حقش رو سفت و سخت بچسبه . بازهم لازمه یادآور بشم که تا اینجا هیچ شِکوه و کنایه ای به جهت اینکه ذهن محاسبه گر ، منطقی و اقتصادی داشته باشیم نیست چراکه نباید از حق و حقوق خودمون و افرادی که بهشون متعهد هستیم بگذریم ولی به مرور که این چرخه ادامه پیدا می‌کنه ، اگر اوضاع کُل تغییر پیدا نکنه ، دائماً به سویی پیش می‌ره که اذهان به اقتصاد بیشترو بیشتر محدود میشه و از تعادل خارج میشه ! بر خلاف اینکه پنداشته میشه معطوف اقتصاد بودن موجب پیشرفت و تسریع روند پیشرفت میشه ، از یه جایی به بعد دیگه این محدودیت موجب کُندی و رکود میشه . در نظر بگیریم نیمی از افراد مجموعه صاحب ثروت هستند و نیمی دیگه نیاز به سرمایه دارند ، اگر ما جزءِ اون دسته ی ثروتمندان باشیم و ذهنمون مطلق به اقتصاد محدود باشه ، هیچ جوره نمی‌تونیم به نیمی دیگه مساعدتی داشته باشیم ، چراکه مطمئن نیستیم موفق بشن و سودی بهمون برسه و سرمایه ای که در اختیارشون قرار گرفته بهمون برگرده ، اینجاست که مجموعه به گره ای برمیخوره که نمیتونه از نیمی از ظرفیتش بهره‌مند بشه و چه بسا که بسیاری از موارد راهگشای مجموعه نزد پرشمار از اون نیمه ی غیر فعال مجموعه مهیا باشه و از پی فعالیت اونها ثمر بیاد و اینجاست که اعتبار ، استراتژی ها و طریقه ای مبنی بر تعادل راهگشا میشه ! قطعاً از نگاهی واقع‌گرایانه و چونانکه اینچونین اوضاعی پیش بیاد ، مجاب کردن بخشِ صاحب سرمایه کار ساده ای نیست ولیکن اعتبار و اعتبار سازی لازمه تا بخش مذکور به حدودی هرچه بیشتر مطمئن بشه که سرمایه و سودش بهش برمیگرده و یه راهبرد مبنای مطرحه ؛ اخذ سرمایه و مساعدت بشکل گام به گام و تعریف شده . به این منظور که هم متقاضی طرح قابل توجهی و مقبولی ارائه کنه و هم سرمایه و مساعدت بشکل جزء به جزء در اختیار قرار بگیره ، به فرض مثال شخصی ادعا داره می‌تونه با توجه به دانایی و مهارتش از طریق تأسیس کارگاهی صد نوع محصول و میزانی سود ایجاد ایجاد کُنه و این شخص از ابتدا به جهت تدارک و تأسیس کارگاهی بزرگ مورد حمایت و مساعدت قرار نمیگیره ولی میزانی امکانات در اختیارش قرار میگیره تا بتونه یک نمونه از اون محصولات رو تولید کُنه ، چونانکه فعالیتش موفقیت آمیز پیشرفت ، همانا از طریق سودی که فروش محصول ها نصیبش میشه می‌تونه کارگاهش رو توسعه بده بلکه به جهت تکمیل کارگاه مورد مساعدت از سوی سرمایه دار .

مشکل اصلی زمانیه که این بخش سرمایه دار و نیازمندِ سرمایه مجزا نباشه و به نوعی در هم تنیده باشند و کلیت مجموعه رو تشکیل میدن و اعتبار سازی تنها به جهت موارد مالی مطرح نمیشه . در نظر بگیرید دارایی های مالی نزد پرشمار اعضاء مجموعه به شکل خرد و کلان ، دارایی های علمی ، تجربی و مهارتی نزد پرشمار افراد و حتی مواردی که به منظورِ تأمین نظم و امنیتِ مجموعه از پی همکاری های اعضاء مجموعه ایجاد میشه هم مهیا نباشه بنابراین لازمه توجه داشته باشیم که به « عاملی به جهت ساماندهی احتیاجه » ، بنده یکی از مواردِ مرتبط که توان ساماندهی این حجمِ از معادلات و مبادلات به سببِ مشخص شدن خواستها ، مشکل ها ، اعتبار سازی ، ارائه ی طرح ، تقاضاها و مشخص شدن طریق های همکاری که در انتها مورد قبول صاحبان دارایی ها ، امکانات و امتیازات قرار میگیره رو به رسانه های ارتباطی به طریقه ی مذکور مرتبط می‌دونم . نکته ی بسیار مهم دیگر اینکه اگر مجموعه ای فرضی رو دچار اینچونین اوضاعی درنظر بگیریم ، اغلب حجم رکورد و ایستایی و گره های گوناگون از میزانِ توانایی اعضاء فعال مجموعه بیشتره ! بنابراین جریان هایی به قصد راهگشایی ، مبنی بر طرح ها و ایده هایی شروع به فعالیت داشته ، با همکاری و موافقت از سوی صاحبان دارایی و امکانات به شکل جزء به جزء قرار میگیرن ولی پس از مدتی با عدم موفقیت مواجه میشن چراکه تحت تأثیر کلیت مجموعه ی ناسامانی هستند که با مشکل هایی مختلف که در هم گره خوردن هستند یکی از این مشکل ها به اهدافِ واحدِ مجموعه مرتبط میشه ، این اهداف واحد باید انقدر بزرگ باشند که کلیت مجموعه نسبت بهشون متعهد باشه ، این تعهد موجب میشه اعضاء مجموعه دائماً مبنی بر نظام و سامانی به جهتی واحد جاری باشند ، بنابراین شاکله و استحکام مجموعه افزایش بیشتر میشه و مجموعه برای اهدافِ مجزایِ اعضاء ارزشی بیشتری قائل میشه ، به فرض مثال طرحی در قالب تحقیق و بهره‌برداری از منابعِ در آسمان ها و سیارات می‌تونه اونقدر وسیع ، دربرگیرنده و موجب اشتیاق باشه که در کنار رسانه های ارتباطی به طریقه ی مذکور ، تمام مجموعه رو تحت تأثیر قرار بدن بنابراین مجموعه و پرشمار جریانها که به واسطه ی نظم و استحکام ایجاد شده به واسطه ی رسانه های ارتباطی و به سوی این هدف واحد جاری هستند ، موجب ایجاد تحرکاتی میشن که مانعِ از هم گسیختگی و نابسامانی باشه و در نتیجه فعالیت های اعضاء و جریان ها به سوی پرشمار اهداف گوناگون به این شکل ، به نوعی تأمین و تغذیه بشه . اگر طرحِ رسانه های ارتباطی به طریقه ی مذکور رو به عنوان طرحی مبنایی در نظر بگیریم و طرح مرتبط با تحقیق و سفر به آسمانها و سیارات دیگر رو طرحی خاتَمین ۱ ، طرح های ارائه شده ی دیگر طرح های میانی و مکمل هستند که دائماً مسیر را به جهت پیمودن مساعدت می‌گرداند .

۱ خاتمین : ختم ، کمال ، تکمیل ، خاتم ، خاتمی : نوعی گل‌دوزی که تکههای کوچک پارچههای رنگارنگ را در کنار هم دوخته و در میانۀ آن‌ها با ابریشم رنگین گل‌دوزی کنند .