با یاد و تمنای یاری از پروردگار و تمام اهل درستی و نیکی و حق و عدالت با عقاید و آیین های گوناگون 

وقتی والدین با انفعال و بی کاری فرزندانشون مواجه میشن !

خیلی مواقع هست که فرزندان ما به جهت تحصیل و کار علاقه نشون نمیدن ، شاید ما بسیار ثروتمند باشیم شاید وسعت اموالمون اندکتر باشه ولی مواجه ی صحیح چیه ؟! در ابتدا به یه نکته ی بسیار بسیار مهم یادآور بشیم ، تفاوتی نداره فرزند و شخصی که بهش عهده مند هستیم تو چه سنیه ، البته که منظور سنین بسیار پایین نیست ولی از سنی انسان لازمه به جهت مستقل شدن گام برداره و تحصیل و فعالیت حرفه ای رو به وضعی انجام بده که بتونه خودش به تنهایی نیازهای خودش رو تأمین کنه و حتی به جهت تحصیل هم خودش درآمد داشته باشه مگر اینکه یه دلیل قانع کننده برامون مطرح بشه تا متقبل هزینه ی زندگی اون باشیم . به عنوان مثال تحصیل می‌تونه قانع کننده باشه ، تو اوضاعِ جنگی و یا انقلابی افرادی هستند که زندگیشون رو صرفِ اینچونین فعالیت هایی میکنند و بسیاری مثال ها و مواردِ غیر . بنابراین یا فرزندان ما دلایلی دارند که ما هزینشون رو بپردازیم و یا میبایست از سوی ما حمایت نشن و البته که سختگیری هم جایز نیست ولیکن از سختگیری بدتر اینه که چون بسیار دوستشون داریم ، دلمون نیاد دست از تأمین و حمایتشون برداریم ‌.

نکته ی بسیار مهم ؛ گاهی فعالیت های اشخاصی از نظر ما بی هودست ، در عین حالی که موفقیت اون افراد از پی اون فعالیت ها حاصل میشه . بسیاری از ورزشکارا و هنرمندان بسیار مشهور ، موفق و ثروتمند به این مشکل ها یادآور شدن بنابراین لازمه تنها از نظر خودمون به فعالیت های دیگران امتیاز ندیم و البته گاهی بسیار سخته که حتی به واسطه ی مشورت دیگران متوجهِ این بشیم که در حقیقت فعالیت اونها صحیح ، ارزشمند و مناسبه . 

و اما سرمایه گذاری ، بسیاری از والدین هستند که امکان مساعدت به فرزندانشون رو دارند ولی کی مناسبه که فرزندان ما مورد حمایت ما باشند ؟! از باور بنده بسیاری از گره ها در این باب به دلیل عدمِ اعتماده ، به این منظور که نگرانیم مبادا این مایه ی ضعفِ اونها بشه و نوعی بلوغ رو بدست نیارن و نتونن روی پای خودشون وایسن ، دلیل دیگه اینه که نگرانیم سرمایمون هدر بره . طریقه ای بسیار مهم هست که به شکلی مقطعی سرمایه ی لازم رو در اختیار قرار میده ، در نظر بگیریم فرزند ما مجسمه سازیه که ادعا می‌کنه اگر کارگاهی مجهز داشته باشه ، می‌تونه روزانه فلان عدد مجسمه بسازه ، اینجاست که ما ازش می‌خوایم با امکانات موجود و یا اندکی مساعدت ، اون کارگاه رو در اندازه ای کوچیک راه‌اندازی کنه ، محصولاتش تولید و فروخته بشه و حالا هرچی درآمد حاصل شده از اون فعالیت بیشتر شد ، به همون میزان سرمایه ی بیشتر در اختیارش قرار بگیره . به این ترتیب نه طوری میشه که بخوایم بالکل نسبت به اون تقاضا بی اعتناء باشیم و نه اینکه یکدفعه ریسک بزرگی انجام بدیم و با احتمال شکست مواجه بشیم ‌.

فراموش نکنیم ما به عنوان والدین تنها وظیفمون این نیست که موجودی رو به این دنیا بیاریم ، پشتیبانی و حمایت از فرزندانمون امریه که همواره بر عهدمونه . مبنی بر عقایدی فرزندان ما بخشی از وجودمون و برای باورمندان بر خدا ، روح که از سوی پروردگار است ، بنابراین ما نه تنها نسبت به اونها و خدا بلکه « نسبت به خودمون و بخشی از وجود خودمون عهده مندیم » .