با یاد و تمنای یاری از پروردگار و تمام اهل درستی و نیکی و حق و عدالت با عقاید و آیین های گوناگون 

بروزرسانی تمدن ، تطابق و یا جدایی و کشوری که ملیت نداشته باشد .

چونانکه جمعیتی در مرز و بومی مشخص صاحب اهداف ، عقاید و قوانین واحد باشند اونجارو یه عنوان یک کشور میشناسیم . حالا در نظر بگیریم که جمعیت این کشور دائماّ تغییر کنه ، مثلاً افرادی به کشورهای دیگه مهاجرت کنند و افرادی از کشور های دیگه در اون کشور ساکن بشن و یا اهداف و عقایدی بسیار مختلف میان مردم حاکم باشه و هرچند روی کاغذ قوانینی واحد تعیین شده باشه ولی در واقعیت اونطور نباشه ! اینها همه نشونه های اینه که اعضاء یک کشور دیگه ملتی واحد نباشند و این در جای خودش نمیتونه مطلقاً بد تلقی بشه ، خیلی مجموعه های موفق مثل ایالات متحده ، امپراتوری هخامنشی و بسیاری امثالِ دیگه هستند ولی آیا این صحیحه ؟! از باور بنده نه مگر اینکه بناچار این جدایی حاصل بشه ، فارغ از اینکه مجموعه ها به جهت این تغییرات هزینه ی زیادی می‌پردازند ، چیزی بزرگ رو از دست میدن ؛ « اونچه که روزی بخاطرش متحد و یکپارچه شدند » . در واقع اهمیت تمدنهای کهن اینجا مشخص میشه ، مردمانی سالها به دلیل همین تمدن در کنار زیستن و موفقیت های گوناگون داشتند و البته این تمدنها دائما میبایست بروز بشن و عموم به اون جهت مطابقت پیدا کنند وگرنه از پی تغییرات و تحولات گوناگون و عدمِ مطابقت و موافقت عمومی مجموعه ها دچار از هم گسیختگی میشن ! حالا اگر با چندین نوع از سلایق ، ادعاها و اهدافو عقاید مواجه بشیم چه ؟! آیا از پایه ها و رکن های تمدنی ارزشمند رو که هرچه اعضاء مجموعه به عنوان هم پیمانِ متکی بر اون پرشمارتر باشند و محدوده ی زیستی وسیعتر باشه ، از جهاتی بسیار به منظور برتری محسوب میشه بگذریم و گذشته از این هزینه ی جدایی رو بپردازیم ؟! قطعاً خیلی مواقع این اتفاق افتاده ولی آیا راهی هست که بشه مجموعه ی مذکور در کنار هم زندگی کنند ؟! قطعاً « طریق هایی » هست که موجب سیال شدن ، وفاق و نهایتاً سازگاری میشه که در واقع از مهمترین خاصیت های طرح های ارایه شده از سوی بنده ، به عنوان اولین عضو رسانه های ارتباطی به طریقه ی مذکور همین موضوعه .

هرچند تغیرات و تحولاتِ عظیم دائماً در جهان ایجاد میشه ولی خوبه به این بی اندیشیم که اگر جهان دستخوش این تغییرات بشه و پدیده هایی به مراتب بزرگتر و خاص در ورثه ی ظهور باشند به چه ترتیبه ، چطور پیشبینیشون کنیم و نسبت بهشون آماده بشیم . به عنوان مثال در زمینه ی رسانه ها میتونیم یه انقلاب رو به واسطه ی پیدایش و گسترش هوش مصنوعی در نظر بگیریم و حتی مواردی همچون رسانه های ارتباطی به طریقه ی مذکور و مبنی بر ساختار مشخص که مملو از متخصصین در زمینه های گوناگون و عمومه باشه و بدیهیست که پرشمار وقایع دیگه در انتظاره بشره . شاید زمانی برسه که دو تمدن در جهان بخوان کاملاً از هم جدا بشن تا حدی که یک جانبِ موافقِ تکنولوژی بخواد زمین رو تَرک کنه و البته که شاید هم این اتفاق به واسطه ی همکاری انجام بشه و چیزی که نباید فراموش کنیم اینه که در حقیقت وقایع و حوادث آینده ، بسیاری از اکنون ایجاد میشه و به اصلاح سرنوشتمون ، بسیاری به دست خودمون رقم میخوره .

با امید روزی که در جهان پیش از همه به اهمیت علم و شناخت یادآور باشیم . با آرزوی سلامتی و خوبی برای همه .