با یاد و تمنای یاری از پروردگار و تمام اهل درستی و نیکی و حق و عدالت با عقاید و آیین های گوناگون

تأمین آرامش ، رفاه و استقلال دیگران و مخالف جهتِ درستش نبودن

از زمانهای گذشته و امروزه در بسیاری موارد ، چه در قالب مباحث حزبی و دینی و به عنوان مبانی قانون گذاری و فلسفه های سیاسی ؛ همواره خوب بودن و اذن آزار و اجبار نداشتن یه اصل مهم تلقی میشه . به این معنی که انسان به هیچ وجه حق نداره مایه ی هر نوع آسیب و تحمیل نسبت به دیگران بشه ! حالا اگر فرزند نوزاد ما قصد داشت خودش رو تو آتیش بندازه چی ؟! جلوش رو نگیریم و اجبارو تحمیل نکنیم ؟ یا اگر در برابر یه دزد از خودمون دفاع کردیم و بهش آسیب رسید چی ؟ قطعاً در مواردی اینچونینی ما ناچاریم به این شکل مواجه داشته کنیم ولی موضوعات هرچی پیچیده تر میشه ، این تشخیص ها و تصمیمات سختر میشه ! شاید برای همینه که پادشاهان نزد مردمانشون بسیار والامقام بودند ، چراکه دانش تشخیص این موضوعات و برقراری عدالت رو داشتند . بگذریم و با تمام این تفاسیر به یه نکته توجه کنیم ؛ اگر نمی‌تونیم برای دیگران مایه ی آسایش ، رفاه و آسایش باشیم ، مانع اون نشیم ! باید باور کنیم که همه چیز مثل اون آتیش نیست که نوزاد مارو بسوزونه و دیگران همه مثل اون نوزاد که متوجه نیست نتیجه ی عملش چی میشه نیستن ! نشونه ی های جبر ، ناعدالتی و حتی خودخواهی رو خیلی خوب میتونیم درونمون پیدا کنیم و ریشه ی تمام اینها چیه ؟! علم و شناخت! حقیقتاً اگر در طول تمامی مطالب به اهمیت دانایی و شناخت یادآور بشم ، به جهتش احساس بدی ندارم چرا هرجا مشکل و ناراحتی بین موجودات زنده یافته میشه ، دلیل اولش به دانایی مرتبط میشه . 

بنابراین باز هم تأکید دارم که خیلی مواقع نسبت به افرادی که حتی از خودمون بیشتر دوستشون داریم اینطور مواجهاتی ظالمانه و بالعکس داریم و نه تنها به جهت حمایت ، تأمین آرامش ، رفاه و استقلالشون قدم برنمیداریم بلکه مخالفش هستیم !