با یاد و تمنای یاری از پروردگار و تمام اهل درستی و نیکی و حق و عدالت با عقاید و آیین های گوناگون 

چرا دوست ، صمیمی و ازدواج و نهایت صاحب فرزند میشیم ؟ 

فرزندانی از زادآوران خودشون پرسیدن من می‌خوام با شخصی دوست صمیمی بشم ، اون فرد اگر چطوری باشه خوبه ؟

زادآور گفت برای چی میخواید باها هم صمیمی باشید ؟ میخواید ازدواج کنید یا مسیر های مهم و سختی رو با هم برید یا فقط بخاطر اینکه تنها نباشید ؟

گفتند نمی‌دونیم ! ولی کلاً هر کدوممون از یکی خوشمون میاد ، شاید فقط برای اینکه تنها نباشیم ، شاید مسیر های بزرگ ، مهم و سخت و شاید بخوایم با اون فردِ مورد علاقه ی خودمون ازدواج کنیم و همه ی اینها درکنار هم باشه .

زادآور گفت همون‌طور که هر کدوم از اینها دلیلی داره ، شیوه و اصولی هست که باید بدونید ؛ اگر میخوای با شخصی فقط بخاطر تنها نبودن دوست باشی ، تفاوتی نداره اون شخص هم جنس خودته ، دختره و یا پسر و فراموش نکن که اون فقط دوسته توعه ! مبادا کاری کنی که سپس اندوهگین بشی و جبران و محو شدنش کاره ساده ای نباشه ! و اینکه چطور میشه دوست خوب رو تشخیص داد کاره ساده ای نیست ولی بعد بهت میگم انسان خوب چه صفاتی داره . 

اگر بخوای با اون شخص مسیر های بزرگ و دشواری رو طی کُنی ، لازمه اون ابتدا دوست صمیمیت باشه و قابلیت پیمودن مسیر های اینچونینی رو داشته باشه و اگر بخوای با اون شخص ازدواج کنی و تا همیشه با اون شخص دوست صمیمی و بسیار نزدیک ، مثل یک وجود باشید هم بنظر من لازمه هم دوست خوب ، هم همراه خوب ، مناسب و شایسته ای باشه که در نهایت به این نتیجه میرسی که انقدر دوسش داری و انگار که یک وجود واحد هستید ، پس حالا از خودتون بچه هایی بدنیا بیاد و اگر اونموقع بهش بسیار هم نزدیک بشی دیگه بعدش پشیمون نمیشی !

و اما جُفتِ خوب ، چه دوست صمیمی ، چه همراه و چه زوج ، تورو بخاطر منفعت خودش نمی‌خواد بلکه بخاطر خوبیِ خودت و البته که مشتاقِ در کنار تو خوشحال باشه ولی همواره حاظره بخاطر خوشحالی و خوبی تو حتی اگر لازمه ناراحت هم باشه ، چه برسه به اینکه تورو بخاطر منفعت خودش نخواد ! و حالا چهار صفت انسان های خوب ، انسان های خوب دانا و اهل علم و دانش هستند و دائماً به جهتش به طریق های گوناگون در تلاشند ، انسان خوب حاضره جونش رو فدای تو کُنه و انسان خوب محجوب ، محکم و وفاداره به هر عهدی که باهات داشته باشه و هرچی این صفات رو درونش ، نسبت به خودت بیشتر پیدا کردی بدون بیشتر و بیشتر شایسته ی توعه و اما صفت چهارم ، انسان خوب اهل تلاش و کاره و با سستی و گناه و آلودگی همیشه در حال پیکاره و ازشون می‌ترسه ، هرچند گاهی خسته باشه ولی اگر اون سه موردِ دیگه رو داشته باشه ، بدون که عزمش به جهت موردِ چهارم به استواری و فعالیت منتهی میشه مگر اینکه هیچ مانع و اختلالی در برابرش نباشه و با این حال هیچ تلاشی نکنه که اگر اینطوری باشه مثل کتاب افسانه ایه هست که سرنوشت یکی از اساطیر و قهرمان بزرگ رو روایت کُنه ، پس فقط شایسته ی خونده شدن و درس گرفتنه چراکه اون مُرده و انسان مُرده برای تو نه دوست و نه همراه و نه زوج می‌تونه باشه ! البته که شاید تو توان زنده کردن قهرمانان مرده و برانگیختن و بلند کردنش از بستر خفتگی رو داشته باشی .

و حالا که اینهارو متوجه شدی بهت یه چیزی میگم ؛ دوست خوب می‌تونه با تو صمیمی و همراهت به جهت پیمودن مسیر های وسیع و دشوار باشه چون اینهمه صمیمیت بی دلیل و بی هوده نیست ، اون باعث میشه موقع سختی کنار هم باشید و همدیگرو دلداری بدید و یه انرژیِ غیر قابل وصف از پی این دوستی و صمیمیت ایجاد میشه که دائما باهاش سرپا ، مشتاق و فعال هستید ، چیزی که خیلی از ذهن‌های بزرگ بخاطر نداشتنش نتونستن موفق بشن . اگر خیلی نونهالان می‌بودی بهت میگفتم فقط بفکر تقویت وجودی خودت باش و بالغ شو ، به استقلالِ حدودی برس و بعد جویای همراه و زوج باش ولی الان که به حدودی بالغ و مستقل شدی و تحصیل و کارت به مقاطعی رسیده که می‌تونه تنها معطوف اونها نباشی و خودت هم دلت نمی‌خواد دیگه تنها باشی بهت میگم اگر دوست صمیمی و شایسته رو پیدا کردی ، متوجه شدی که دانا و توانا و شایسته ی همراهیه ، اون موقع دیگه کم کم باید بشه اولویت زندگیت چراکه مطمئنی اون شخصی شایستس و نه تنها مایه ی توقف و پَسرفت تو نمیشه بلکه موجب پیشرفت و استواری و به اوج شکوه و استقلال رسیدنت پس اگر اهدافی تو ذهنت اومد که تورو به سمتی گرایش داد که اونها رو از جُفتت ارجحتر بدونی ، بگو من با اون میتونم به اینها برسم ، چراکه لایق و شایستس ولی اگر اون نباشه به اینها هم برسم ، زندگی کامل و به نحو احسنی ندارم ، چراکه اون بسیار شایسته و لایقه ! 

از این بترس که ما که حتی زادآور تو هستیم ، چیزی رو بگیم که با اینکه درست نباشه بخوای حتی بخاطر شاد بودن ما انجامش بدی و آزمون با اینکه درست نمیگیم پیروی کنیم ! به سرانجام عمیق و دقیق بنگر ! اینکه بتونی خودت تا حدودی درست رو از نادرست تشخیص بدی بخشی از بلوغ و شایستگیت محسوب میشه و کدوم بلوغه که بدون ناراحتی و کلافگی و دشواری باشه ؟ کدوم بلوغه که یک روزه انجام بشه ولی خوشبحالت اگر با جُفتت ، بالغتر ، داناتر ، توانا و ثروتمندو ثروتمندتر باشی . 

از اینکه به جهت اینها آموخته بشه و پرورش پیدا کنه نترس ، از اینکه به جهت برنایی اشتباه کُنه نترس ، چه بلوغی یک روزه حاصل میشه ؟ از اینکه با تو و بخاطر تو بالغ میشه خوشحال باش و صبور ، مبادا شخصی شایسته ی خودت رو رها کُنی و بخاطرش سپاسگزار نباشی ، از فطانت و زیرکی اون نترس ، خوشحال باش که بخاطر تو با چالش‌های گوناگون مواجه میشه ولی رهات نمیکنه ، از نجابت ، محجوبیت و زیباییش نترس ، سپاسگزار باش ، از اینکه میخواد در کنار تو آزاد و مستقل باشه رنجور نباش ، خودت بیشترش رو به حد کمال و مبنی بر سنجیدن و تعقل براش مهیا کُن ، آیا خُرسندی اون مهمتر نیست و آیا اگر خاری بدستش بره برای تو صدبار بیشتر آزاردهنده نیست ؟ از بی حوصلگی و سردیِ شخصی استوار به عهد و وفادار به خودت ، مبادا عهدت رو رها کُنی ، هرچند با خانواده ی خودش خوشحال و نسبت به تو بی حوصله باشه ، مبادا به جهت خوشحالیش در تنهایی تلاش نکنی و موقعی که نزدت با شوق برگشت نتونی با هدایا و چیزایی که موجب خوشحالیش میشه ، شگفت زدش نکنی ، مبادا احساس کُنه چون ازت دور باشه ازش رها میشی و مبادا بهش بی احترامی و تعدی کُنی ، بی حرمتی و تعدی از سوی عزیزترینها بسیار بسیار سختتر و رنج آور تره ، مبادا دل براش سخت باشه و مبادا نتونی ببخشیش و مبادا از فدا کردن جونت براش دریغ کُنی ، علم و کارِ همیشگی رو رها کُنی و مبادا براش به هر دلیل مایه ی زوال ، گمراهی و ضعف باشی ، مبادا اونچه که برای اون بسیار ارزشمنده رو نادیده بگیری و خودت به جهتش بهترین نگهبان نباشی . مبادا چون بهت یادآور میشه شایسته ی بهترین ها از هر نظره ، ساده انگاری کُنی ، رنج و کمی برای اون برای تو بسیار رنج آورتر و سخت تره ، هرچی بیشتر بهت وفادار باشه ، شدت سختیش بیشتر هم میشه ، مبادا به سببِ انتظارت از دانایی و ثروت بهش سخت بگیری و بخاطر زیاده خواهی و شکوه و جلال صبور و استوار و دائماً در تلاش نباشی . وقتی با رعایت تمام اینها با هم به پیش میرید ، دائماً بالغتر و بیشتر اُخت و وجودتون استوار و مستحکم میشه ، آیا به بلوغ لازم برای فرزند داشتن و چیزهایی که باید برای فرزندانتون مهیا باشه فکر کردی ؟ وقتی این مسیر رو با هم پیشمیرید ، سرانجام به اون موقع میرسه که هردو با اشتیاق فراوان میخواید نسلی از خودتون ، از وجود خودتون باشه ، مبادا پیش از اون تلاشی به سببِ کاری ندانسته انجام بدی ، مبادا به جهت امیال استوار نباشی و دلت به این سبب سخت باشه . زادآور به پسران و دختران نگریست گفت پس بخاطر بلوغ و اشتباه هراسان نباشید ، اولین زوجی که میشناسم و داستانشون رو خوندم آدم و حوا بودن ، شما خوندید ؟ درباره ی تخصصتون صدها کتاب می‌خونید ولی آیا درباره ی موضوعی که اگر نباشه ، نهایتاً متوجه میشید اگر مهمتر از همه نباشه از مهمترین هاست و بخاطر نبودن و یا صحیح و احسن نبودنش بسیار اندوهگین میشید ؟ روایت‌هایی بسیار معروف تو کتاب هایی بسیار نامدار ، کتاب هایی که زندگی رو بهتون می آموزن از نقل حکایت های حرفه ای و مهم به جهت بلوغ انسان تو تورات گرفته تا کتب اساطیر ایران باستان و خدایان یونانی . اگر بخونید متوجه میشید ، آموخته و آرام میشید چراکه اونها هم اشتباه و دائماً بالغ شدند و شاید متوجه شدید که بوجود اومدن تا دائماً تو بهشت از پرشمار تفریحات و فعالیت های گوناگون لذت ببرن ، ولی ابتدا میبایست دانا و سپس در تلاش باشند تا در مسیر خوبی از پس مشکلات بر بیان و از اشتباهات دائماً بالغ بشن تا دیگه از پی اشتباهات رنجور نباشن . سپاسگزار باشید که اشتباه نمیکنید ، حتی اگر بخاطر اشتباهات دیگران براتون سختی باشه ، سپاسگزار باشید که زندگی به این خوبی رو میتونید بدست بیارید و علم و محجوبیت و وفاداری و استواری و فعالیت ، هردم که اینهارو در کنار پرشمار صفات احسن دیگه دارید ، بیشتر پی ببرید که چقدر زیبایید و چه بسیار که بخاطر فروتنی ، بزرگی و عهدو استواریتون شمارو همچون فرشتگان نیکو می‌ستایند . زادآور رفت و به تعداد فرزندانش ، زوج هایی رو صدا زَد که دوستان او بودند ، در دوستیِ با هر یک از فرزندان یک بانو ، در جایگاه وزیرانِ قدرتمندِ مُجربِ پادشاهِ زادآوری که به شاهزادگان یاری رسانند و دو سَگِ شکاری همراهش بودند و مردی بود همچون فرماندهان و سربازان جنگیِ پادشاهی زادآور ، شمشیر ، سپرشان نزدشان مهیا به جهت دفاع از شاهزادگان و گفت اینان دوستان شما هستند ، آیا دوستی جبار است و پادشاهِ نزدتان خفته ؟ پس چون ایشان دوستارِ شما و شما دوستار ایشان ، بدانید هیچ شخصی بر شما نزدیک نمی‌گردد مگر شخصی که شایسته میدانید که از ایشان بر شما نزدیکتر باشد و هرگاه بخواهید ایشان از یاریِ بر شما برداشته می‌شوند ولی به آسانی باز نمی‌گردند پس خود در انتخاب خویش اطمینان داشته باشید تا دائماً بالغ گردید ، چراکه شیطان و بدان همواره هستند ، و به خواسته ی شما است مگر اینکه پادشاه خفته باشد و یا حکیم جباران را نسبت به حکمتِ پند نیاموخته باشد و ایشان درنیابند ولیکن هم پادشاه بیدار و هم حکیم بسیار گُفته و شنیده اید پس دائماً بالغ گردید که بدست خودتان است و خوب است مگر اینکه شایسته و خوب نباشید پس پادشاه را خُفته دریافته و میان شیاطین و بَدان ، ناراحت و رنجور و کیست که پادشاه را بیدار سازد ؟ قطعاً ایشان که ابتدا بالغ گردند و البته که به جهت رشد شما هرچند سختی ها ولی آنچه توانستم در اختیارتان قرار داده و میدهم .

 

کوچکترین فرزند زادآور بلند شُد و با لبخند گفت تو بازم با این زبونی که باید یک ساعت بهش فکر کنیم حرف زدی ، شماری خندیدند ، چهره‌هایی در تأمل ولی انزجار و اندوه نبود .